کتاب ایوانف

اثر آنتون چخوف از انتشارات قطره - مترجم: سعید حمیدیان -ادبیات روسیه

At a time when the Russian theatre was dominated by formulaic melodramas and farces, Chekhov created a new sort of drama that laid bare the everyday lives, loves and yearnings of ordinary people. Ivanov depicts a man stifled by inactivity and lost idealism. The first of Chekhov?s full-length dramas, Ivanov treads a fine line between broad comedy and tragic melodrama. Ivanov, the young estate owner, is too intelligent and too bored to endure his provincial life. He is a superfluous man, attracted to a beautiful young woman who threatens his moral foundations and leads him ultimately to tragedy.


خرید کتاب ایوانف
جستجوی کتاب ایوانف در گودریدز

معرفی کتاب ایوانف از نگاه کاربران
Ivanov, Anton Chekhov
Ivanov is a four-act drama by the Russian playwright Anton Chekhov.
تاریخ نخستین خوانش: هفدهم ماه نوامبر سال 2006 میلادی
عنوان: ایوانوف؛ نویسنده: آنتون چخوف؛ مترجم: سعید حمیدیان؛ لوگزامبورگ، انتشارات پیام، 1349؛ در 145 ص؛ چاپ دیگر: تهران، نشر قطره، 1383؛ در 136 ص؛ چاپ سوم 1388؛ شابک: 9789643412586؛ چاپ ششم 1392؛ موضوع: نمایشنامه های نویسندگان روسیه - سده 19 م
مترجم: ناهید کاشیچی؛ تهران، جوانه توس، 1392؛ در 104 ص؛ چاپ سوم 1395؛شابک: 9786009652024؛
برگردان: پرویز شهدی؛ تهران، پارسه، 1395؛ شابک: 9786002532664؛
هشدار: اگر این کتاب را هنوز نخوانده اید ادامه ی ریویو را نخوانید
ایوانف مردی نیک و خوش قلب است، و در معرض افترا‏های اطرافیان. ملول از زندگی ‏و همسر بیمار خویش، از محیط خانواده می‏گریزد. «ساشا» شیفته‏ ی او شده، و دلسوزانه، می‏خواهد «ایوانف» را از ورطه‏ ی زندگی ملال آور رهایی بخشد، اما «ایوانف» دچار نومیدی ست و پس‏ از مرگ همسر، طاقت ورود به زندگی جدید را ندارد، او درست در گرماگرم جشن ازدواجش با «ساشا» خود را با تیر می‏زند. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
ایوانف : می دانی دکتر ،دارم کم کم به این فکر می افتم که سرنوشت فریبم داده. خیلی از آدمهایی که شاید هیچ برتری هم نسبت به من ندارند ،خوشبختند ، در حالی که خوشبختی برایشان هیچ مایه ای هم بر نمی دارد .ولی من برای همه چیز از خودم مایه گذاشتم ، کلا برای همه چیز!... و چقدر هم برایم گران تمام شده! چرا باید یک چنین نزول کمر شکنی را پرداخته باشم؟
****
بورکین: آه می کشد.
زندگی همین است ... به یک گل می ماند که شاد و خندان توی چمن شکفته می شود : یک بز سر می رسد ، می بلعدش ، و همه چیز تمام می شود ...
****
ایوانف: توی بیست سالگی همه مان پهلوانیم ، چیزی را به عهده نمی گیریم ، کاری ازمان بر نمی آید، ولی توی سی سالگی خسته ایم و به هیچ دردی نمی خوریم. بگو ببینم این که آدم انقدر زود خسته می شود چطور توجیه می کنی؟
****
ایوانف (به لووف) : نه دکتر، ما همه بیش از آن پیچ و مهره در وجودمان دارریم که با اولین اثر یا علائم ظاهری رویمان حکم بشود. من تو را نمی شناسم ، تو مرا نمی شناسی ريال و ما خودمان را هم نمی شناسیم . ممکن است آدم پزشک حسابی باشد- و در عین حال هیچ چیز از انسانها نداند. قبول کن که حق با من است - و این قدر ها هم از خودت مطمئن نباش

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ایوانف


 کتاب یک اتفاق مسخره
 کتاب مولیر
 کتاب لئوناردو داوینچی
 کتاب سو استپول
 کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید
 کتاب آتش کم فروغ