کتاب برادران کارامازوف

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات ناهید - مترجم: صالح حسینی-ادبیات روسیه

فئودور داستایوفسکی مدیتیشن قدرتمند در مورد ایمان، معنا و اخلاق، برادران کرامظوف با مقدمه و یادداشتهای دیوید مکداف در پنگوین کلاسیک ترجمه شده است. هنگامی که فدور کرمظوف مالک زمین وحشی به قتل رسیده است، زندگی پسرانش غیرقابل برگشت می شود: میتا، عصبی، که رقابت تلخ آن با پدرش بلافاصله او را تحت سوء قصد قرار می دهد برای برده داری؛ ایوان، روشنفکر، که شکنجه های ذهنی او را به شکست می اندازد؛ Alyosha روحانی، که سعی می کند تا شکاف های خانوادگی را درمان کند؛ و شکل سایه ای از سمیردیکوف، برادر ناتنی خود. همانطور که تحقیقات و محاکمات بعد از آن نشان دهنده هویت واقعی قاتل است، شاهد دودویی دواستیفسکی دنیایی را به وجود می آورد که خطوط بین بی گناهی و فساد، خیر و شر، تاری و هر چیز ایمان به بشریت تست شده است.


خرید کتاب برادران کارامازوف
جستجوی کتاب برادران کارامازوف در گودریدز

معرفی کتاب برادران کارامازوف از نگاه کاربران
واقعا نمی‌دانم این داستایوسکی کیست! یک نابغه‌ی داستان‌نویسی؟ یک فیلسوف اگزیستانسیالیست؟ یک دیوانه؟

فقط این را می‌دانم که لذت خواندن رمان‌هایش را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. آن از @قمارباز@ که تمام یک فرهنگ و گوهر یک قوم بزرگ را در گیرودار یک نوع قمار به نام رولت روایت می‌کند و تازه این همه‌ی ماجرا نیست و آن کنار آدم‌ها داستان خودشان را دارند و دور این میز رولت هر لحظه ممکن است معادلات تغییر کند و این دقیقا شبیه آدم‌های داستان است که هر لحظه ممکن است یک مسخره‌بازی از خودشان دربیاورند.
جنایت و مکافات را هم که دارم میخوانم و بسیار از غرق شدن در مداقه های موشکافانه این نویسنده در شخصیت هایش لذت میبرم. شاید کامل ترین و روانکاوانه ترین نوع شخصیت پردازی را بشود در جهان داستایوسکی یافت.
@برادران کارامازوف@ هم یک رمان به شدت فلسفی است که نیروهای بزرگ معنابخش به زندگی انسان در جسم این سه برادر تجسم می‌یابند و با هم به بحث و حتی جدل و حتی جنگ می‌پردازند. آلیوشا که مهم‌ترین نقش را بین آن‌ها دارد تجسم معصومیت و ایمان انسان دین دار و معتقد مسیحی ارتدوکس است که در برخورد با برادرانش روحش متلاطم میشود و به سمت پرتگاه میرود. دیمیتری تجسم عشق شهوت‌آلود و گناه رنگ است که حاضر است روح معشوقه‌ی خود را با خیانت و هرزگی آزرده کند. و ایوان هم تجسم انسان علم‌زده و علم‌گرای مدرن است که از سویی دیگر ایمان خود به غیب را از دست داده و به عشق هم ایمانی ندارد. خود فئودور کارامازوف هم که پدر این سه برادر عجیب است تجسم کامل @انسان دیوانه و طماع@ است. طماع را تنها به معنی طمع پول نگیرید. درست ترش طمع زندگی است در همه جنبه‌های حیوانی آن. این معنا را ایوان به این شکل بیان میکند که @ پدر قصد ندارد تا هفتاد سالگی از جام رو بگرداند، راستش در رویای رسیدن به هشتاد سالگی است، خودش این طور می‌گوید.@ (فئودور داستایوسکی، برادران کارامازوف، ص324) حال آن که در کتاب مقدس عمر انسان را هفتاد سال ذکر کرده‌اند.

بالاخره این رمان نمی تواند این همه نیروی کنترل نشده را در خود تاب بیاورد و دیمیتری کارامازوف پدر خود را می کشد. ظاهر قضیه هم یک کشمکش عشقی و رقابت عجیب بین پدر و پسر بر سر زنی به نام گروشنکاست اما فکر میکنم جنبهء عینی و پلیسی قضیه کوچکترین بخش ماجراست و داستایوسکی با نوع داستان نویسی اش ما را مجبور میکند به جنبه های عمیق تر ماجرا فکر کنیم. به درون آدمها نفوذ کنیم و از روان و ایمان آدمها سوال کنیم.
برادران کارامازوف و جنایت و مکافات هر دو حول و حوش یک قتل شکل میگیرند. در هر دو داستان مقتول شخصی است دنیاپرست و تهی از ارزشهای عالی انسانی اما حذف شدنش از دایره شخصیتها بر بدبختی بقیه می افزاید. کشمکش داستایوسکی به کشمکش نیچه یعنی انسان ذلیل نزدیک است. او هم به این فکر میکند که نکبت جامعه از وفور آدمهای ذلیل و حقیر نشات میگیرد اما این مسئله را نمیتواند حل کند که با این همه موجود حقیر چه باید کرد.
فقط این را میداند که ذلتی بالاتر از ذلت آنها که با تنزه طلبی قصد دارند دامن از این معرکه برچینندوجود ندارد.
بر اساس نظریه چندصدایی باختین این رمان نسبت به جنایت و مکافات اثری موفق تر است چون صدای دین صدای علم و صدای طمع را با وضوح بیشتری میشنویم.

---

اسفند 96:

📕هفتمین میزگرد از سری میزگردهای آزاد ادبی #بوطیقا در موسسه شهرستان ادب برگزار شد و علیرضا سمیعی، مجید اسطیری، محمدقائم خانی، نیلوفر شاهین نیا و بهاره ارشدریاحی پیرامون بررسی #برادران_کارامازوف نوشته‌ی #فئودور_داستایفسکی به بحث و گفت‌وگو پرداختند.

خلاصه جلسه :
✔️ #علیرضا_سمیعی : «داستایفسکی معتقد است در دورانی زندگی می‌کند که در همه‌ی آدم‌ها در بن‌بست اخلاقگرایی گیر افتاده‌اند. او فرد اخلاقگرا را در نقش ناجی مهم‌ترین متهم می‌داند. از دیدگاه او در این بن‌بست واقعی بازگشت به معنویت و دینداری تنها راه نجات آدم‌ها است.»

✔️ #محمدقائم_خانی : «اگزیستانسیالیست‌ها معتقدند داستایفسکی آزادی را در بالاترین درجه‌اش پیگیری می‌کرد. او انگار دارد انسان‌ها را دعوت می‌کند که آزاد نباشند، که آزاد نبودن را انتخاب کنند، به خاطر خود آزادی. به این خاطر که از درون در بند چیزی نباشند.»

✔️#نیلوفر_شاهین_نیا : «به نظر من کل رمان «برادران کارامازوف» تجلی این جمله‌ی داستایفسکی است: @اگر خدا نباشد همه‌چیز مجاز است.@»

✔️ #مجید_اسطیری : «این رمان در ذهن من همیشه با طرح بزرگ‌ترین سوال‌هایی که تا به حال یک رمان توانسته برایم ایجاد کند خودش را تثبیت کرده است. مهم‌ترین سوال این است:@چرا انسان باید رنج بکشد؟@»

goo.gl/69i7Yf

🔗 گزارش و مشروح این نشست به زودی منتشر خواهد شد.

@description@

☑️ @ShahrestanAdab

مشاهده لینک اصلی
‎دوستانِ گرانقدر، این رمان در نوعِ خود بینظیر است و مقایسهٔ این رمان با رمان های دیگر، بنظرم نادرست است.. یاد زنده یاد <داستایوفسکی> گرامی باد
‎عزیزانم، داستان در موردِ زندگی پُر چالش و ماجراجویانهٔ پیرمردی ثروتمند به نامِ <فئودور کارامازوف> است که فرزندانش <آلیوشا>، <ایوان> ، <میتیا> و <اسمردیاکوف> با رفتار و اخلاقِ پدر مخالف هستند و هریک به شیوه ای با پدر مخالفت میکند... بنظرم، چیزی که این داستان را خواندنی میکند، تفاوت های رفتاری و اعتقادی و اخلاقیِ این برادرها با یکدیگر است... زنده یاد داستایوفسکی به نوعی مهمترین مواردِ اخلاقی در انسانها را بینِ این برادران، تقسیم کرده است.... و امکان دارد هر خواننده ای، اخلاق و روشِ زندگیِ یکی از برادرها را برتر از برادرانِ دیگر بداند و بتواند با آن شخصیتِ مورد نظر تا پایانِ داستان، ارتباط برقرار کرده و همزاد پنداری کند
‎در میانِ این برادران، <میتیا> تصمیم میگیرد تا پدر را به هلاکت برساند... امّا اتفاق های جالبی در این میان رخ میدهد و پایِ شخص دیگری به غیرِ از <میتیا> به این ماجرا باز میشود..... بهتر است خودتان این داستانِ زیبا را بخوانید و از سرانجامِ آن آگاه شوید
***********************
‎از نظر من، پرمغز ترین و خردمندانه ترین جمله در این رمان، این جمله بود
‎«« وای بر کسی که به کودکان آسیب میرساند »»
--------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو در جهتِ شناختِ این کتاب، کافی و مفید بوده باشه
‎<پیروز باشید و ایرانی>

مشاهده لینک اصلی
یک ورق یادداشت برای فصل 5 از برادران Karamazov.None تا کنون می تواند به طوری که خشونت زندگی بشر را در داستان کامل و خام خود را به طوری صادقانه و به شدت به عنوان در این شاهکار ادبی تجسم بیان. هر کاراکتر به درستی می توان گفت که پیچیدگی درهم آمیخته شرایط انسانی را مشخص می کند. پروسس، گفتگوها، تصاویر، احساسات - تنها می تواند خود را ببیند به عنوان هر episode آشکار می شود در آن وجود دارد در میان همه آن، دیدن هر شخصیت تحمیل خود و قلب خود را به قطعات در حالی که مقابله با سر در واقعیت دردناک است که هیچ کدام شجاعانه هرگز نشان می دهد یا حتی اذعان می کند. فدور پاورویچ، پدرسالار، که در بوفالوف ظاهریش مدلی محاسبه شده از اموال شخصیش را پنهان می کند، چهار فرزند کاملا متفاوت را به طور غیرمستقیم به ارمغان آورد: دیمیتری معشوقه اما ساده لوح دیمیتری، معروف به میثا، روشنفکر، اما عصبانی، ایول، آلیشا مؤمن و معشوقه مرموز پائول آکادمیک سمیردیکوف که بعنوان خدمتکار در خانه پدربزرگش نام نهاد. همراه با این شخصیت ها و کسانی که در اطراف آنها یک طرح پیچیده ایجاد می کند و تم های جهانی که بطور انحصاری در بشریت بوجود می آیند، مورد پرسش قرار گرفته و زیبایی روایت می شوند. موضوع برده داری در اینجا قابل توجه است، زیرا گناه نه تنها بر تحریک ناخودآگاه ایوان و اعدامش توسط او نیمی از برادر مرموز، اما بر همه خواهران و برادرها تأکید می شود - میثا در بی گناهی خود اعتراف می کند که گناه حتی اگر او قاتل نیست و آلوشیا با پیروزی روحانی اش که تنها حضور آن در گوش شنوایی و عذاب هایی که در میان خانواده اش ایجاد می شود گوش می دهد. این موتیف در تئوری فیلوژنتیک سیگموند فروید گنجانده شده بود که در آن او گمانه زنی کرد که مرد اولی به طور کلی یک پاتریارخ را به خاطر ترس از کذب او کشته است؛ از این رو، گناه که قتل او را به وجود آورد، منجر به ظهور نوروز شد. در قلمرو معنوی و وجودی، گناه مشترک بر قتل توسط این خواهران و برادران (که ابعاد مختلف مرد را نمایندگی می کنند)، حقیقتا یک شورش در یک حکومت از پیش تعیین شده است تا انسان بتواند سرنوشت خود را مطابق با آنچه که به طور خاص اختصاص داده شده است، حل کند به او است. این قدرت ادبیات و کلمه نوشته شده است - در حالیکه چشمانمان را بستیم و تظاهر می کردیم که وجود ندارد، درد و رنجی که با تاریک ترین محاصرۀ خود، ظلم جامعه، استبداد نظم اجتماعی، بالاترین ارزش هایی که به طور همزمان به طور مرتب مطرح می شوند و مورد تمسخر قرار می گیرند، حقایق غیر قابل توضیح و دروغ های آشکار وجود وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و مجددا متعلق به خود با شجاعت و پذیرش باشد. داستایوفسکی اغلب و به طور مؤثری نشانهای غلط و گمراهکننده دارد: ذرات خورنده و خودخواه؛ شورشیان؛ می تواند سوپرمن باشد مردان توخالی؛ دارای شخصیت های شیطانی است. یک گناهکار یا یک جنایتکار ممکن است بازخرید شود: از طریق رنج، روح تقسیم شده ممکن است به تمامیت برسد اما تقریبا همیشه یک رویداد دور است که زیر افق روایت است. محدوده و عمق برادران کرامظوف دستاورد فوق العاده Dostoevskys و یکی از بزرگترین آثار تخیل جهان است. این طبیعت آخرین اراده و اظهار اوست. - آروم یارمولینسکی، از بیوگرافی F. Dostoevsky

مشاهده لینک اصلی
بلند مدت okumanä ± ± در پایان آخرین ã¶rttã¼äÿã¼nã¼z sayfayä، این استدلال بود kã¼ã§ã¼cã¼k ~ AZI نگاه به آن را وارد کنید ذهن خود را â €؟  € ™ شما می توانید می گویند. حتی yaåÿamä طولانی ± ± نار رنگ پریده در geã§ir از ã¶nã¼n عنوان åÿerit، یکی yaåÿamä ± N tã¼mã¼n از vazge㧠€ Gibian نیست | à ‡ ± ã¼nkã¼ yaåÿa من dediäÿi در bildiäÿi ما تنها چیزی که شناخته شده از ترین اعظم ما؛ همه چیز در داخل پوشیده شده است. Ãœstat طبقه خرمن ما sunmuåÿt، rã¼zgã ¢ ره savurmuåÿ مشاهده تمام çİrkinlik، زیبایی خالص ترین، gã¶r از kaã§tä ± ± ± میلی آمپر Z boåÿluk ماه و hiã§lik duygularä نار ± ± فضیلت گونه SA ± ± ± LGA نار harmanladä ± ± k㧠زندگی و از پایان هر یک از آنها ما ایجاد یک ã¶ykã¼ aytam ± ± ± ± NTA دوغ بسیاری r.siz تمرین به yazabileceäÿ دسترس اما من فقط یک و شاید بیشتر öNemli هستم؛ gerã§ek رخ Ã§Ä ± ± N ã¶zã¼n برای رسیدن به برف و olaylarä gereklidir.ä مشغول به روح و روان انسان درجه سانتی قرائت y از ویندوز ایکس پی. اما مطمئن باشید که آن را بخوانید

مشاهده لینک اصلی
رزواتر یک چیز جالب برای یکبار در مورد یک کتاب که داستان علمی تخیلی بود، گفت. او گفت که همه چیز در مورد زندگی در برادران کرمظوف، توسط Feodor Dostoevsky بود. «اما این چیزی نیست که دیگر به اندازه کافی باشد»، گفت: «رزواتر». «کورت وونگوت، کشتارگاه پنجاه و هشتاد و هشتاد و هشتاد و هشتاد و هشتاد و نه» این یک کتاب بزرگ است. نه از لحاظ طرح (اقدامات انجام می شود بیش از چند روز)، اما از لحاظ جاه طلبی. وقتی آن را گذاشتهایم و به آن فکر میکنم، به سختی فکری میکنم که تنها جنبهی زندگی بشری را که داستایوفسکی در این کار بزرگ دخیل نمیداند، فکر کند. دین، حساسیت، پول، سیاست، عشق، آموزش و پرورش، جرم و جنایت، اخلاق، تاریخ، علم - همه با هم در یک پارچه قرار می گیرند. و پس از همه این ها، یکی از پرسش های اساسی رمان است: چه معنایی برای زندگی به ارمغان می آورد؟ برای این سوال، داستایوفسکی شخصیت های فلسفی خاصی را ایجاد می کند و آنها را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. ما سوسیالیسم راکتینیم، عقلگرایی ایوان، حس گرایی فدور، عاشقانه دیمیتری، غرور کاترینا، نیهیلیسم سمیردیاکو و تقدیر آلوشا است. هر کدام از اینها چیزی است که اساسا ناسازگار است، اما هر یک با یک رویداد مهم و اسرارآمیز، به زندگی یکدیگر متصل می شوند. این رویداد هر یک از این شخصیت ها را از طریق یک آزمایش انحصاری قرار می دهد و نتیجه اخلاقی داستان است. در این نقطه باید بگویم، اگر یک جنبه از روح انسانی وجود داشته باشد که ذهن دواستیوسکی کاملا بیگانه بود، این بی تفاوتی بود برای او، سوال «چه معنایی برای زندگی به ارمغان می آورد؟»، بسیار بنیادین و ضروری بود، که در هر هزینه به پاسخ نیاز داشت، حتی اگر پاسخ خودکشی بود. اما پاسخ بسیاری از مردم به این سؤال، به نظر من، به سادگی متوقف کردن درخواست آن است. این رمانهایش را که به اصطلاح داستایوفسکی مشهور است، می دهد. هر کاراکتر به واسطه ی ایده متحرک است و سفر زندگی آنها توسعه، معاینه یا واکنش احتمالی این ایده است. به همین دلیل است که من به شدت با این نقل قول از Vonnegut موافقم، زیرا فضای فعلی فکری ما با ناپدید شدن این سوال، به جای هر پاسخ مشخص، مشخص می شود. ما رمز و راز معنای زندگی را با جایگزینی یک آرمانگرائی اجتماعی یا بهشت ​​بر روی زمین برای خداوند پاسخ ندادیم. اکنون پرسش بسیار درباره معنای زندگی چیست؟ به نظر می رسد تقریبا احمقانه است. شاید این به همین دلیل است که ما به افرادی مانند Vonnegut نیاز داریم. من دوباره به رمان می روم. اگر ما نیچه را (و به طور صحیح) به عنوان یک پیامبر فکری نگاه کنیم، پیش بینی کرد که مبارزۀ تعریف شده از اندیشه غرب، و الهام بخش برخی از بزرگترین آثار قرن بیستم باشد. \"اگر ما، من تکرار کنم، باید نیچه او را به چنگ آورد، پس چگونه باید داستایوفسکی را در نظر بگیریم؟ با این حال، بدهی های فروید بزرگ ممکن است به نیچه تبدیل شده باشد، بدهی نیچه به داستایوفسکی قطعا بیشتر است. در اینجا، در این کتاب، دقیقا همان درگیری هایی که توسط متفکر آلمانی به تصویر کشیده شده است، با همان پیش بینی هایی از بحران قریب الوقوع ایمان است. هر دو به مارکس پاسخ دادند (حداقل به طور غیرمستقیم). مارکس تلاش کرد که جای دوم را با انقلاب پرولتاریا جایگزین کند و به بهشت ​​جایگزین بهشت ​​به جایگاه کمونیسم آینده تبدیل شود. اما داستایوفسکی و نیچه هر دو معتقد بودند که این مسئله صرفا به این مسئله ختم می شود که محیط بیرون از محیط زیست بشریت به طور کامل در معرض دشوارترین مشکل قرار می گیرد. \"چرا در وهله اول زندگی می کنند؟ تفاوت بزرگ بین دو مرد این بود که داستایوفسکی معتقد بود که تنها رستگاری در بازگشت به مسیح است، در حالی که نیچه می بیند که اخلاق باید تغییر کند و ارزش های جدید باید برآورده شود. مایه تاسر خوردن اکنون. هر کسی که تلاش می کند ذهن بزرگ Dostoyevsky را در بر بگیرد مطمئنا شکست خواهد خورد. این مانند پرتاب سنگریزه ها به گراند کانیون است. برادران کرامظوف، هر موضوع فلسفی که در آن وجود دارد، داستان و داستان خوبی است. و شاید این مهم ترین چیز در مورد آن است: تمام زندگی انسان به یک صفحه تبدیل تبدیل شده است.

مشاهده لینک اصلی
صفحات دفترچه خاطرات 20 سپتامبر 2017 هنگامی که منتظر تراموا بودم، فردی را دیدم که درست همان تصویر ذهنی بود که از گروسنکا ساخته بودم. حتی حیرت زده شدم: @ دا، از @ @ به اسکورت او متاسفانه لباس او در سال 2017 در ایتالیا لباس پوشید و سپس تراموا نیز وارد شد. 28 ژانویه 2018 فقط عکس یک کودک و یک دختر را ببینید ، که یکدیگر را نفهمیدند و سپس شروع به بحث جدی در مقابل مخزن ماهی قرمز قرمز کردند (در حال حاضر به رنگ سفید در حالی که تمام دیگران را به خاک سپرده اند)، و عکس العمل غیرقابل تصورun urrà for Karamazov @. ما به یاد داشته باشید، بله، ما به یاد داشته باشید.

مشاهده لینک اصلی
در واقع شاهکار! و من شک دارم که اگر چیزی که توسط من نوشته شده باشد، عدالت را از لحاظ جلوه دادن کار نویسنده بر عهده خواهد داشت. اما برخی از احساسات من نمی توانم سرکوب کنم. بنابراین، من از آنها می خواهم که به طور مرتب به طور مرتب سقوط کنند تا من بتوانم احساسات خویش را درک کنم. چند سوال که به طور کامل مطرح شد عبارت بودند از: «برادران كرماموف»، كه در افكار و انديشه هاي خود جدا شده اند، اما در غم و اندوهشان متحد شده اند، همه ما را نشان مي دهند؟ آيا آن را مانند كسي كه آینه را قبل از ما قرار دهید و همه ما می توانیم انجام دهیم این است که به آن نگاه کنیم و نزدیکترین خود را در آن تصویر کنیم؟ چرا، اما ما می توانیم هرکدام از سه برادر، اگر نه کاملا و سپس در بخش ها، بخشی از دیمیتری، ایوان یا آللوژی است. به سختی تلاش می کنیم که جهان، از طریق درک و عقاید را ببیند، همانطور که برای مدت اقامت ما ظاهرا طولانی شده است، آیا این وجود ندارد؟ اما همان طور که می گویم سه برادر که دارای شخصیت های افراطی هستند، به نظر می رسد که در داخل همه ما به صورت جزئی زندگی می کنند، پس کدام افرادی که در آنجا وجود دارد، آماده قضاوت و محکومیت هستند، با توجه به جرم و جنایت؟ و هنوز چه چیزی باعث می شود کسی به یک جرم برسد؟ آیا یک خط وجود دارد که از \"فرد\" به \"همه\" جدا می شود؟ ما در پیشنهاد جرم و یا مرتکب شدن نمی توانیم بخش دیگری از جامعه را تشکیل دهیم، محکوم و مجرمانه کردن مجرم را با تحقیری که در موجودات این زمین قابل تشخیص است؟ از این رو، گسترش شکاف و گناهان را تشویق می کند؟ در جلسه سخنرانی، سخنرانی سنگ توسط آلوشا، امید را به نظر می رسد که به نظر می رسد آرامش بخش است، به خصوص خطوط - هنوز هم ما را به یاد می آورد که چقدر خوب بود یک بار در اینجا، زمانی که ما بود همه با هم، با یک احساس خوب و مهربان که باعث شده ما را متحمل شد، برای زمانی که ما دوست داشتنی بود که پسر فقیر، بهتر است شاید از ما هستند.با این که من آنها را بخوانم، من چندین صفحه پشت سر گذاشتم - € ~ نویسنده بزرگ * از آخرین دوره، مقایسه روسیه با یک سرباز سریع سریع به هدف ناشناخته، می گوید: \"اوه، troika، پرنده troika، که تو را اختراع کرد!\" و اضافه می کند، در افسون افتخار است که همه مردم جهان با احترام کنار هم قرار می گیرند تا راه را برای ناپدید شدن سه گانه نابهنگام به راه بیاندازند. ممکن است آنها ممکن است کنار بیفتند، احترام گذاشتن یا نه، اما به اعتقاد من فقدان نویسنده بزرگی کتابش را به این ترتیب یا در حد کمال خوش بینی کودکانه و ساده لوحانه یا صرفا به خاطر ترس از سانسور روز، به پایان رساند. زیرا اگر ترایکا توسط قهرمانان او، سوابکویچ، نوذریوف، چچیتیکوف کشیده شود، می تواند به هیچ هدف عقلانی برسد، هرچند که ممکن است آن را رانندگی کند. و اینها قهرمانان یک نسل قدیم بودند، ما نمونه های بدتری هم هستیم ... »و من خیلی خوشحال شدم!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب برادران کارامازوف


 کتاب ریخت شناسی قصه های پریان
 کتاب همزاد
 کتاب نخستین عشق
 کتاب زمان دست دوم
 کتاب بیست و سه قصه
 کتاب رستاخیز