کتاب قلب سگی

اثر میخائیل بولگاکف از انتشارات ماهی - مترجم: آبتین گلکار-ادبیات روسیه

میخاییل بولگاکوف داستان قلب سگی را در سال 1925 نوشت، اما این کتاب حدود 35 سال پس از درگذشت او مجال انتشار یافت؛ در سال ۱۹۸۷. زیرا در زمان حیات او به‌هیچ‌وجه قابل انتشار نبود و هر که آن را می‌خواند از صراحت ضدکمونیستی‌اش به هراس می‌افتاد. قلب سگی همچنین مشهورترین اثر طنز انتقادی بولگاکوف به‌شمار می‌رود و از زبان یک سگ روایت می‌شود؛ سگی که به دست پروفسوری به نام پری آبراژینسکی جراحی و و شده و به قامت یک انسان در آمده است. بولگاکوف دیدگاه‌های خود درباره‌ی انقلاب شوروی را از زبان پروفسور آبراژنسکی ابراز کرده است. آنچه بیش از همه مایه‌ی آزردگی پروفسور می‌شود غفلت مردم از کار و وظیفه‌ اصلی‌شان است و پرداختن به کارهایی که در آن‌ها تخصص ندارند.


خرید کتاب قلب سگی
جستجوی کتاب قلب سگی در گودریدز

معرفی کتاب قلب سگی از نگاه کاربران
خیلی لذت بردم، روایت های روان و روند داستانی تند، شاید اگه نویسنده ی دیگه ای می خواست این داستان رو بنویسه تا 400 یا 500 صفحه می نوشت ولی بولگاکف خیلی ماهرانه و بدون لطمه زدن به حس و حال داستان تو کمتر از 200 صفحه کتاب رو تموم کرده.

اتفاقات داستان انقدر سریع و بی حاشیه رخ می دن که خواننده به هیچ وجه خسته نمی شه.

خوندنش زیاد زمان نمی بره، پیشنهاد می کنم حتما بخونید.

مشاهده لینک اصلی
من «مرشد و مارگاریتا» را نخوانده ام، ولی بر اساس این کتاب حتما خواهم خواند. این را گفتم تا تاکید کنم «دل سگ» برخلاف شنیده هایم از «مرشد و مارگاریتا»، به هیچ وجه مشوش و بی سر و ته (یا به تعبیر درست تر: بیش از حد نمادگذاری شده) نبود. هرچند بولگاکوف به فراخور زمانه خود (دهه 1920 شوری) مجبور بود نمادین بنویسد اما اثر او تقریبا واضح است. به این ترتیب، باید بگویم فرم و نوشتار کتاب را بسیار دوست داشتم، اما درمورد محتوای آن نسبتی دوگانه پیدا کردم: قابل تامل و در عین حال نفرت انگیز


درباره محتوای اثر؛ احتمال لو رفتن داستان
بولگاکوف مغز یا محور تفکرات عام و خاص انقلابیون دهه های 1900 تا 1980 را هدف گرفته است- جامعه بدون طبقه
بولگاکوف نشان میدهد که جامعه بدون طبقه، جامعه حیوانات است: جامعه ای که سگان دست آموز بهتر از فرهیختگان آموزگار در آن رشد میکنند
موخره نسخه ای که من در دست داشتم (ترجمه غبرایی: کتابسرای تندیس، 1392)، با متنی توسط شمس لنگرودی مزین شده بود. لنگرودی با مقایسه «ساس» مایاکوفسکی با این اثر نکات جالب توجه زیادی را به خواننده می آموزد، اما من با تشابه فراوانی که او در این دو اثر میبیند هم دل نیستم. دل سگ داستان سگ-مردی از طبقه پرولتاریا است که پس از انقلاب، بدون داشتن هیچ گونه شایستگی می تواند افراد مفیدی از طبقه بالا را تحت فشار قرار داده و با ناسپاسی گستاخانه ای خدمات آنها به جامعه را زایل کند (مقایسه طنز سگ وفادار و انسان نمک نشناس به همین رو پیرنگ اصلی کتاب است)، اما «ساس» داستان ترمیدور پرولتاریا است. انقلابیونی که پس از انقلاب میخواهند به همان آسایشی برسند که اربابان پیشینشان داشتند، به قیمت کنار زدن دیگر پرولترها. ساس نشان می دهد با پیشرفت تاریخی جامعه (بدن پریسیپتین پس از نیم قرن از یخچال زنده بیرون می آید و جامعه پیشرفت کرده) امثال او که انقلابیونی حیوان صفتند تنها در باغ وحش تمدن واقعی جای دارند اما دل سگ نشان میدهد امثال شاریکف در همان زمان، در همان جامعه باید به طبقه اصلی خود (بازگشت به صورت سگی وفادار) بازگردند تا اوضاع به سامان شود
به این ترتیب مشخص است چرا من نسبتی دوگانه با اثر داشتم: از یک سو ترمیدور انقلابی و تخیل جامعه بدون طبقه برایم پذیرفته شده است، اما از سوی دیگر، نوع مواجهه بولگاکوف با طبقه فرودست برایم تنفر آور است. بولگاوف خود از زبان قهرمان داستان (پروفسور فیلیپوویچ) اعلام می کند که تنها به شواهد پایبند است، اما همین پایبندی بیش از حد به شواهد است که برای او که در دوران سیاه آشوب و سانسور ارتش سرخ زندگی میکند، پرولتاریا تنها نماد نوکیسگی گشنه-گدایانی باشد که مانند انگل از فرهیختگان «پرثمر» جامعه تغذیه کرده و حتی آنها را نابود میکنند

درباره فایل صوتی
کتاب صوتی به عنوان اثری غیرحرفه ای بسیار موفق بود. گوینده (شیرین توفیق) صدای آرام و شیرینی داشت که هرچند در مسیر و خیابان آرام تر از حد لزوم بود اما در خلوت و خانه بیش از سایر کتاب های صوتی قابل شنیدن بود و همین مسئله موجب توفیق اثر بود تا بتوانید چند فایل پشت سر هم را گوش دهید

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلب سگی


 کتاب تاراس بولبا
 کتاب جنگ، چهره ی زنانه ندارد
 کتاب قلب سگی
 کتاب یک اتفاق مسخره
 کتاب ایوان واسیلویچ
 کتاب برف سیاه