کتاب آخرین شاهدان

اثر سوتلانا الکسیویچ از انتشارات هیرمند - مترجم: مصطفی مظفری-ادبیات روسیه

روزبه‌روز از شمار کسانی که می‌توانند جنگ جهانی دوم را تعریف کنند کم می‌شود. این کتاب خاطرات آخرین‌های آنان است. … آن‌ها همه کودک بودند.


خرید کتاب آخرین شاهدان
جستجوی کتاب آخرین شاهدان در گودریدز

معرفی کتاب آخرین شاهدان از نگاه کاربران
@ من یک فرد بدون دوران کودکی هستم به جای دوران کودکی، من جنگ داشتم\nاین ناامیدانهترین کتابی است که تا به حال خوانده ام. اولین کتابی است که واقعا قلب من را از لحاظ جسمی از دست داد. خواندن آن مانند گرفتن یک تیغ تیغه ای به روح من بود. مثل آهستگی قلبم را به قطعات تکه تکه کرد. چگونه ما می توانیم سیاره ما را حفظ کنیم که دختران کوچکی در تختخوابشان قرار دارند و در جاده ها با چاقوهای بدون تردید دروغ می گویند؟ به طوری که دوران کودکی هرگز دوباره به دوران کودکی دوران نامزدی نامیده می شود. جمع آوری شده توسط سوتلانا الکسویچ، نویسنده از صداهای مشابه از روح شکنندگی از چرنوبیل: تاریخ شفاهی یک فاجعه هسته ای، این داستان ها توسط کودکان @ war گذشته که توسط جنگ میهنی بزرگ - نازی ها علیه شوروی ها جان سالم به در برد چهار سال طول کشید و 27 میلیون نفر از زندگی شوروی را گرفت. نازی ها هیچ خسارت وارده به اسلاوها و یهودیان را به قتل رسانده اند، زیرا آنها را بعنوان غیر انسانی و حتی کمتر از حیوانات می شناسند و سزاوار مرگ برای جرم سادگی موجود هستند. ساده و باور نکردنی وحشتناک، داستان های دوران کودکی که در اثر جنگ شکسته شد، من را به گریه وحشتناک در جنایاتی که توسط فرزندان دیده می شود که بی گناهان آنها را بی رحمانه ربودند و بدترین حالت را که هرگز برای هر کسی اتفاق نمی افتد، نفس می کشید. @ جنگ تا به پایان نرسید. آنها شمارش می شوند - چهار سال. چهار سال از تیراندازی ... اما چند سال تلاش برای فراموش کردن؟\nپیش از این داستانهای مشابه را شنیده بودم - پدربزرگ و مادربزرگم هر دو در دوران کودکیwar زندگی می کردند. پدر بزرگ، وقتی که جنگ آغاز شد، در بلغارستان اشغال شده بود. او هنوز هم دشوار است که درباره گرسنگی مداوم، تهدید روزانه مرگ، روستاهای سوزانده شده، همسایگان قاتل صحبت کند ... مادربزرگ شش ساله بود که در امنیت نسبی قزاقستان زندگی میکرد، جایی که دشمن اصلی گرسنگی بود و سوپ ساخته شده از چمن شام. هنگامی که او از غذای واقعی خواسته بود، مادرش از طریق اشکها به او میگفت به جای اینکه بخوابد، به این ترتیب شما میتوانید حداقل از غذا بخورید. تا این روز، پدربزرگ و مادربزرگ من هیچوقت نان را ندیده اند. تا به امروز، هر نوع جنگی را از بین می برند، مهم نیست که چه عددی ممکن است به نظر برسد. @ آلمانی ها از خانه به خانه می رفتند. آنها مادران کسانی را که برای پیوستن به پارتی ها پیوستند جمع کردند. و سر خود را در وسط روستا بریده اند. ما دستور دادیمWatch @ ... من می خواهم آن را فراموش کنم ... @\nداستان های کودکانWAR قدیمی @ در این کتاب همه متفاوت هستند - برخی در سرزمین های اشغالی بودند، برخی در خط مقدم بودند، برخی در مقاومت پارلمانی زیرزمینی بودند - پارتی ها، بعضی ها در لنینگراد تحت محاصره 900 روزه بودند ، دیگران به مناطق امن تر از کشور تخلیه شدند، اما دیگران به صورت وحشیانه به آلمان فرستاده شدند. اما موضوع مشترک، درد شدید جدایی از والدین آنهاست و روزانه آنها را به مرگ می اندازد - خود و عزیزانشان. آنها همه چیزهایی را که هیچ کودکی نباید شاهد آن باشند، تحت تأثیر قرار دادند. و درک آنها از وحشتی که در اطراف آنها بود، هر چند که این نگاه عجیب و غریب ساده کودکانه است که خواننده را بدون سخن گفتن و تکان دادن می گذارد. روستاها توسط آلمانی ها اشغال شده بودند، و مردم اغلب از خانه هایشان به @ zemlyanki @ بیرون زدند، خانه های موقت که اساسا سوراخ در زمین، حتی در ماه های زمستان. گرسنگی وحشتناکی بود، و گریستن کمی از گندم که در حال حاضر متعلق به اشغالگران بود، مرگ فوری بود، حتی اگر دز یک کودک نوپا بود. سن مهم نیست - بچه های شوروی ظاهرا غیرمسلمان مانند بزرگسالان رفتار مشابهی داشتند. معمولا مرگ بود @ چند سال بعد متوجه شدم که آنها چشم های مادر را اندازه می گیرند و موهایشان را پاره می کنند، سینه ها را قطع می کنند. آنها سگ ها را بر روی خواهر کوچک گالیا که زیر درختان پنهان شده بودند سیر کردند و حاضر نشدند بیرون بیایند. سگها او را بیرون آوردند - قطعه قطعه ای. مامان هنوز زنده بود، او همه چیز را درک کرد ... درست در مقابل او ... @\nاکثر روستاهای مردم - معمولا جوانان و زنان جوان - به پارتی ها، مقاومت در برابر جنگل در جنگل پیوستند. مجازات برای شناختن طرفداران، کمک به آنها، ارتباط با آنها، مرگ بود - اغلب برای کل روستا، کودکان شامل. مجرمین اعدام شدند - شلیک، ضرب و شتم به مرگ، آواره شدن - و همه، از جمله فرزندانشان، مجبور بودند تماشا کنند. آنها اجازه ندادند که گریه کنند - مجازات دوباره مرگ بود. حتی برای کودکان. @ آنها سه بار در حال تیراندازی بودند. آنها آنها را از لبه سوراخ قرار داده و در محدوده خالی نقطه قرار می گیرند. بقیه تماشا میکردند ... من پدر و مادر را که خداحافظی به فرزندان یا فرزندانشان را به والدینشان نگفتند به یاد نمی آورم. یک مادر بلند لباس او را برداشت و چشم دخترانش را پوشانده بود. اما حتی بچه ها گریه نمی کردند ... @\nسربازان به طور متقابل از خانه به خانه رفتند و زنان، کودکان و سالخوردگان را خفه کردند. گاهی اوقات آنها آنها را زنده می کنند. گاهی اوقات آنها همه مردم را مجبور می کنند بازجویی کنند، آنها را مورد تحقیق قرار دهند و به صورت تصادفی شلیک کنند و یا همه را شلیک کنند. کسانی که جان سالم به در بردند، به طرز شگفت انگیزی موفق شدند. این است که اگر بتوانید آن را شانس بدانید - تماشای تمام دوستداران خود، دوستان خود، همسایگان خود وحشیانه ...

مشاهده لینک اصلی
در 22 ژوئن 1941 آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد و قرارداد عدم تعهد بین دو ملت را شکست و شروع به آنچه که در روسیه به عنوان بزرگ جنگ پاتریوت. جنگ پاتریوت بزرگ که طی سالهای 1941 تا 1945 رخ داد، اصطلاح مورد استفاده در اتحاد جماهیر شوروی سابق برای توصیف جنگ و تلاش جنگی علیه آلمان های نازی و متحدان آن (بلغارستان، مجارستان ، ایتالیا، رومانی، اسلواکی، فنلاند، کرواسی) در جنگ جهانی دوم آخرین شاهدان چهارمین اثر ادبی است که از نویسنده و روزنامه نگار سوتلانا الکسویچ . 1948)، PRA © میلیون نوبل ادبیات در سال 2015 برای polifónica نوشته های خود، بنای تاریخی به درد و رنج و شجاعت در ما این است که © poca.â € پروژه literário اسوتلانا الکسیویچ اهدا - آرمانشهر صداهای با هم آثار پنج به ارمغان می آورد: \"جنگ هیچ چهره زن\" (1985)، \"آخرین شاهدان\" (1985)، \"روی بچه ها\" (1989)، \"صدای چرنوبیل\" â € \"4 * (1997) و â € œThe End of the Soviet Union â € 4 * (2013) â €\" و نشان دهنده یک ژن جدید O-ficçà تعداد literário NA £ £ که در آن به صدا به بازیگران در یک مزدوج سبک مستند از مصاحبه ها، نثر غیر معمول مختصر £ درجه، تحت سلطه حساسیت سردرگم در تاریخ dramáticas و مسیرهایی که مردان، زنان و کودکان را درگیر می کند، در زمینه های جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی بی شماری است. در â € Últimas Testemunhasâ €، اسوتلانا الکسیویچ صد مصاحبه بزرگسالان â € \"مردان و زنان - که کودکان بین سالهای 1941 و 1945 بود، در سن بین دو و پانزده سال، بازماندگان به نام جنگ بزرگ در Patriótica ضبط گزارش های کاملا ویرانگرانه از جوانان که با روش صحیح و با صداقت وحشیانه مواجه هستند که از زمان آغاز جنگ تا زمان آن به تصویب رسیده است. اطلاعات من چنین episódios درد، ترس و وحشت، غم و اندوه، ترور، درد و رنج، در ارتباط با انواع عذاب، شکنجه و angústias عنوان در روابط و vivências خانواده منعکس شده است، ترک خواننده کاملا INCRA © dulo و نفرت غیر انسانی ، شرارت و شرارت که تقریبا همیشه به بربریت، بی رحمی انسان و عفونت های ناخوشایند و در نتیجه مرگ منجر می شود. بسیاری از پدران و مادران در جنگ علیه دشمن نازی به سر می برند و بچه های کوچک را به زادگان و / یا دوستانشان تحویل می دهند و بسیاری از این کودکان از پدر و مادرشان جدا شده و از دست می دهند و / یا اعضای خانواده، تبدیل به یتیم می شوند و در بسیاری از یتیم خانه های بلاروس و یا با خانواده های دیگر میزبان به پایان می رسد. سوتلانا آلکسویچف از طریق یک جمله، نام مصاحبه شونده و سن خود (در زمان یادآوری یا یادآوری) و در نهایت حرفه فعلی خود را معرفی می کند. ثبت نام، به شدت، دهان، پیشرفت های عواطف و احساسات تحت سلطه، و تغییر تم avançando کاملا frequência، اما همیشه، تاریخ به اشتراک گذاری و خاطرات únicas در از دست دادن شخصی، گرسنگی، ترس، incompreensà £ OE incógnita ؛ اما همچنین در مورد غرور و وطن پرستی. \"آخرین شاهدان\" یک سند ادبی عمیقا ویرانگر است. یک کتاب که باید گسترش یابد و بخواند. هشدار - محتوای گرافیکی (نمایش spoiler) [@  «ما این کلمه را فراموش کرده ایم ...» Gia Vith، 2 ساله، مهندس رادیو @ @ نمی دانم اگر به یاد داشته باشید این من هست یا اگر مادر بود که بعدا به ما گفت ... ما در جاده راه می رفتیم. این یک پیاده روی سخت است: مادرش بیمار است، خواهر و من کوچک هستند: خواهر من سه ساله است و من دو نفر هستم. مادر من یک یادداشت کوچک با نام خانوادگی، نام و سال تولد نوشت، آن را در جیب من گذاشت و گفت: «برو!» (صفحه 173) \"اسباب بازی های آلمانی بسیار زیبا هستند ...\" Nasišnikova، 7 ساله.در حال حاضر، معلم. \"ما بچه ها از رفتن به محل که در آن از بیماری مرده بود جلوگیری کرد. و بمب، ما را از دیدگاه این سناریو محافظت کرد. ما فقط به گفتگوها گوش می دادیم: بسیاری از آنها در آنجا دفن شده بودند، سگ های زیادی وجود داشت ... مادرم خیلی پهن بود، دستانش لرزید. اما من تعجب کردم: \"این افراد کجا بودند؟\" من هیچ منظره ای را به یاد نمی آورم. این بسیار عجیب است، زیرا او طبیعت را دوست داشت. حافظه فقط بوته هایی را که در آن ما را پنهان کرده بود، تعطیل کرد. @ (Pg 33) @ «که حداقل یک کودک زنده می ماند ...» ساچا کاووس، 10 سال است که در حال حاضر دکترای علوم فلسفی است. دهکده در سال 1943 سوزانده شد ... آن روز ما سیب زمینی را برداشتیم. همسایۀ واسلی که در جنگ جهانی اول جنگید و بعضی از آلمانی ها صحبت کرد، گفت: \"من از آلمان خواسته ام که روستا را بسوزانم.\" کودکان اینجا هستند. »او رفت و او را نیز سوخته. آنها مدرسه را سوزاندند. همه کتابها آنها باغ های ما را سوزاندند. باغ ها. @ (Pág. 98) @ A \"این دختر اولین وارد شد ... » نینا Iarochà © vitch، 9 anos.Atualmente، استاد آموزش £ سرمایه گذار.در Slutsk، در پارک شهر، دو خانواده متصل به پارتی ها به دار آویخته شدند. سرد بود، آواز شد ...

مشاهده لینک اصلی
مقدس ¢ ietoare E ™. شهادت در این کتاب ترس و نگران کننده است: آنها غرق نشدند، آنها مانند هیچ کس نبودند ... آنها مثل سنجاب های پلیس بودند که پدرم بودند ... مادر ... چشمانش را از موهایش بیرون آورد و موهایش را از پستانش کشید.

مشاهده لینک اصلی
داستان های کودکان شوروی در طول جنگ جهانی دوم. واقعا فقط می خواهید در چند ساعت به دیوار نگاه کنید. شما فقط خودتان داستان های خود را می بینید، که از تلخ و شیرین به موهای سفید رنج می برد، اما اساسا تنها چیزی که به ما در مورد زندگی فعلی آنها می گوید، حرفه آنهاست. همه این کودکان آسیب دیده رشد کرده بودند - باید رشد کنند - تا بزرگسالان عمل کنند، @ عادت @ اعضای جامعه، حمل این همه را با آنها را برای چندین دهه، دفن، آن را عادی. Now Ive به شما گفت. (مکث) آیا این همه؟ آیا این همه چیزی است که وحشتناک است؟ چند ده کلمه ...؟

مشاهده لینک اصلی
اولین کسی که مادرش را ترک کرد، پدر ما فوت کرد. ما درک می کنیم، ما فورا احساس می کنیم که از آن زمان به بعد آخرین ما بودیم. ما در آن خط هستیم ... در آن مرز ... ما آخرین شاهد هستیم. زمان ما فرار می کند ما باید حرف بزنیم. کلمات ما خواهد بود آخرین ... Valia BrÃnskaia هیچ کلمه ای برای بیان امتیازات داشتن این شهادت ها در دست شما وجود ندارد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آخرین شاهدان


 کتاب اومون را
 کتاب حکایات تمثیلی
 کتاب ولگردان و داستان های دیگر
 کتاب برگزیده داستان های آنتوان چخوف
 کتاب وصیت نامه ی فرانسوی
 کتاب اگر حافظه یاری کند