کتاب جنایت و مکافات

اثر فئودور داستایفسکی از انتشارات نشر به سخن - مترجم: پرویز شهدی-ادبیات روسیه

Raskolnikov، دانش آموز فقیر زندگی در سنت پترزبورگ از سلطنتی، مصمم است که بیش از بشریت خود را دریافت و اراده فرد خود را بدون هیچ گونه تضمین. هنگامی که او قتل و سرقت را مرتکب می شود، او داستان ایفا می کند که برای گذراندن تعجب وجدانش، درخشندگی جوی و عمق مشخصه و دید آن تقریبا در ادبیات جهان بی نظیر است. بهترین شناخته شده ترین شاهکارهای داستایوفسکی، جرم و مجازات می تواند هر مقدار از بین بردن را بدون از دست دادن یک قدرت از قدرت خود بر تصورات ما تحمل کند.

درام دودوفسکی از گناه، گناه و رستگاری داستان غم انگیزی از یک

مترجمان برنده جایزه ریچارد پاور و لاریسا ولچونسکی این رمان بی نظیر و غم انگیز را با انرژی، انعطاف پذیری و گستره ای از صدای خود انجام می دهند. عدالت کامل به نبوغ خالق آن.


خرید کتاب جنایت و مکافات
جستجوی کتاب جنایت و مکافات در گودریدز

معرفی کتاب جنایت و مکافات از نگاه کاربران
چه چیز میتواند در نظر من شگفت انگیزتر,
نامنتظرتر و غیر حقیقی تر از خود حقیقت باشد؟
داستایوسکی



جوان, خوش قیافه, فیلسوف با طرز تفکری بدیع و رفتاری غیر قابل توضیح....راسکلینکف مردی که میخواستم بشناسمش و او هیچ جایی نبود مگر در شاهکار نویسنده مورد علاقه ام داستایوسکی.....جوانی که الگویش ناپلئون و هدفش مفید بودن برای اجتماعش بود و این از هیچ راهی مقدر نبود بلکه کشتن آدمهای شپش نمایی که بودن و نبودنشان تفاوتی در دنیا ندارد که حتی نبودنشان هوای دنیا را تازه میکند.....فدا کردن پیرزنی عجوزه با منش و رفتاری پست با اموالی که از راه نزول و به علت تنگدستی مردم به دست آمده در راه جوانی باهوش و دوست داشتنی با دلی مهربان و هدفی والا نه تنها عملی ناپسند محسوب نمیشود که لازم و باید است.....

تئوری راسکلینکف یعنی پافراتر گذاشتن از مرز و حدود جامعه انسانی....آنجا که ما به آدمیانی خداگونه با اراده ای به اختیار خودمان تبدیل شده و قانونی را وضع میکنیم که فهمیدنش در حیطه فکری خودمان هست و بس......برای توجیه این تئوری راسکلینکف به بزرگانی چون ناپلئون و محمد اشاره میکند....به باور او مردان بزرگ تاریخ برای رسیدن به هدف والایی که داشتند باید از مرز سنت ها و قوانین قدیمی عبور کرده و با شکستن آنها به قوانین جدید و سنت جدید میرسیدند و اگر در این راه مجبور به جنگ به راه انداختن و خون ریختن ها هم بوده اند چه باک که خون عده ای برای احیا کردن باقی قابل قبول و پذیرفتنی است.....

راسکلینکف با هوش و درایت بدیهی خود هیچ شکی در اجرای نقشه زیرکانه و بجایش نداشت غافل از بازی سرنوشت و احساساتی که پیش بینی نشده به سراغش آمده و او را در تنگنا قرار خواهند داد....احساساتی که نابهنگام بودند و غیرقابل کنترل و تکان دهنده آنچنان که روحش را از درون ذوب کرده و مثل خوره به جانش افتاده و در نهایت آنچه که ماند عجز بود و تسلیم.....

گرچه مرکز رمان راسکلینکف و احساسات پرفراز و نشیبش در مسیر عملی که انجام داده بود هست اما که در طول داستان با شخصیت های دیگری هم آشنا میشویم که اگر بیشتر نه شاید به همان اندازه قهرمان اصلی جذاب و دچار تب و تاب هستند....پورفیری بازرس زیرک و سونیا دختر ساده و وفادار و سویدریگالف که تصویر دیگری از خود راسکلینکف است......و در نهایت خواهر راسکلینکف, دختری زیبا, مغرور و متفکر که در برابر ناملایمات زندگی با جسارت ایستاده و نه تنها در حمایت مادر و برادرش میکوشد که با اراده و همت به نگهداری اصول اخلاقی خودش مشغول است و این نقطه ای است که تشخیص اینکه آیا راسکلینکف قویتر است یا خواهرش را دشوار میکند.....

پیام داستایوسکی: زندگی راحت نیست و هرگز در یک مسیر حرکت نخواهد کرد....دو روی سکه همیشه حاضر و همیشه غیر قابل پیش بینی هستند....جهنم در مقابل بهشت, عشق در مقابل تنفر و اهریمن در مقابل نیکی......هر انسانی در هرزمانی دچار هردو روی وجودش هست و خواهد بود و برایش قابل پیش بینی نیست که سرنوشت چه مسیری را در سرراهش قرار خواهد داد......وباید یاد گرفت که در زیر پوشش حتی جنایت امکان قلبی ساده و زیبا و دلی آسمانی وجود دارد.....راسکلینکف هایی هستند که در یک لحظه دچار شده و میلغزند و سونیاهایی که با وجود قباحت کاری اشان باید که بی قضاوت و داوری نگریسته شوند....ما همه انسانیم و انسان دچار است....آنچه که در نهایت نجاتمان خواهد داد عشقی است بدون تکلف و بدون شرایط.....

@هردو آنان را عشق احیا کرده بود, قلب هریک برای دیگری سرچشمه ای لایزال از زندگی بود.....اما در این مرحله دیگر موضوعی نو آغاز می گردد, موضوع گذشتن از جهانی به جهان دیگر, موضوع آشنایی با حقیقتی نو که تا به حال بکلی ناشناخته مانده بود.....@

پی نوشت: بهتر بود که فیلم اش را اول نمیدیدم که دانستن ماجرا از هیجان خواندنم کم کرده بود بخصوص که دیالوگ های فیلم به مراتب زیباتر و دوست داشتنی تر از ترجمه ای بود که من ازخانم مهری آهی در این کتاب خواندم.....در خواندن این کتاب علاقه به خوانش کلاسیک و ذهنی باز برای قضاوت نکردن را سفارش میکنم.....

مشاهده لینک اصلی
در @جنایت و مکافات@ با هزارتوهای ذهن یک قاتل همراه می شوید اما به هیچ وجه با قاتلی با انگیزه های پیش پا افتاده رو به رو نخواهید بود. @راسکلنیکف@ یکی از پیچیده ترین شخصیت هایی است که تا به حال با آن رو به رو شدم. جوانی تحصیل کرده و باهوش که در عوض استفاده از موقعیت خود برای کسب درآمد و موفقیت، تحصیلات خود را در رشته ی حقوق معوق گذاشته، در فقر و فلاکت در لانه موشی زندگی کرده و از همه ی دنیا روی گردان شده است. او مقاله ای به چاپ می رساند و در آن نظریه ای را مبنی بر دسته بندی انسانها مطرح می سازد.یک ‌دسته مردم عوام یا به قول او @شپش@ و دسته دیگر @ابرمردها@. این ابرمردها می‌توانند بنا به صلاح‌دید و برای پیشرفت خودشان، که نهایتا سرافرازی و جلوروی نوع بشر را در پی دارد، هر آنچه فکر می‌کنند درست است عملی سازند و بر اساس این نظریه در ابتدای داستان دست به قتل پیرزنی رباخوار می زند.نظریه ای در خور تامل که شاید حقیقت نهفته در آن باعث وحشت خواهد شد. در قسمتی از داستان @راسکلنیکف@ با خود می اندیشد

در این صورت بسیاری از ناجیان بشری که قدرت را به ارث نبرده اند، بلکه خود آن را بدست آورده اند، می بایستی در همان نخستین گامهای خود اعدام می شدند. اما آن اشخاص گامهای خود را تا سر منزل مقصود رساندند و به همین دلیل @حق@ با ایشان شد

از سوی دیگر شاید @جنایت و مکافات@ باعث شود از ورای برچسب هایی مانند @قاتل@ به اشخاصی مانند @راسکلنیکف@ یا @فاحشه@ به دختری مانند سونیا که برای تامین معاش خانواده فقیر خود به تن فروشی روی آورده و در داستان تاثیر بسزایی در زندگی @راسکلنیکف@ دارد، نگاه کنیم و کمی اقلا در محکمه ی وجدان خود جانب انصاف را نگاه داریم

مشاهده لینک اصلی
من اساسا باید برای نوشیدن یک ماه برای خواندن آن را متوقف کنم؛ دوستان من دیگر تماس ندارند اما عالی است

مشاهده لینک اصلی
آه چنین بدبختی زیبا. در روسیه احساس آرامش می کنم، آنها مرگ را به عنوان یک اختلال خفیف در زیبایی زندگی به نظر می رسند. همچنین دشواری آنها فقط codswallop است، تنها چیزی که دشوار در مورد روسیه روشن است نام است. خودشه. جرم و مجازات داستان جرم و مجازات آن است. خودشه. پایان بازبینی یا نه. این واقعا داستان جرم و جنایتی است که بعدا جرم و جنایت بیشتر شد و بعد از آن مجازات شد. شخصیت اصلی (من به معنای واقعی کلمه خیلی سرسختانه سعی میکنم نام او را تایپ کنم) یک شخصیت واقعا شگفت انگیز برای مطالعه است. منظورم این است که آره روان شناسی ناپدید می شود و یک بیتی @ من کسی را قتل کردم اما باید به هر حال برای من متاسف باشم، با این حال همیشه به نظر می رسد ویژگی های دلخواه را در حقیقت ترین شخصیت ها پیدا کرده ام (هنوز هم تا به امروز ایستاده ام هومبرت هومبرت) فقط احساس می کنم که می خواهم شخص دیگری را پیدا کنم که این را بخواند و بنشیند و ساعت ها درباره شخصیت اصلی صحبت کند. برای استفاده از یک انگشتر روسی، یک عروسک ماتریوسکی از یک شخصیت وجود دارد. همانطور که در مادام Bovary احساس رضایتمندی داشتم، Raskolnikov (من در واقع تایپ نام خود را) نوعی جالب تر از رمان خود است. من اشتباه نکردم، این رمان فوق العاده است و همه چیز، اما من فقط Raskolnikov را دوست داشتم. من می توانم در مورد تمام تم ها و قطعه در این رمان گسترده، اما من می خواهم نگه داشتن بررسی های Goodreads من مختصر است. در واقع، من فکر کردم این خوب بود و من کاملا نیاز به خواندن بیشتر Dostoyevsky. من این رمان را به شدت توصیه میکنم، پس بچه ها را بخوانید! نمی ترسم به غیر از این که شما تا به حال یک pledgebroker در زندگی خود را کشته. سپس من پیشنهاد می کنم از این به خوبی دور شوید.

مشاهده لینک اصلی
@ درد و رنج همیشه برای یک آگاهی گسترده و قلب عمیق اجتناب ناپذیر است. من فکر می کنم که مردان واقعا بزرگ باید در این جهان غمگین اند. @\nدر این بررسی من روی موضوع درد به عنوان راهی برای رشد شخصی و کشف هویت واقعی خود تمرکز می کنم. من آن را به دوست جفری اختصاص داده ام. در ابتدا فقط به بررسی هر یک از دیگران خواهیم پرداخت. این یک تجربه غلط رایج بود که ما را با هم خریداری کرد و اجازه دادم شخص افسانه ای را در پشت نوشته های نوشته شده بفهمم. جفری، متشکرم از اینکه شما چی هستی، SPOILERS @ اگر من مجرم هستم، من را ببخش (اگر گناه من نیست، من نمی توانم ببخشمت) â € | سعی می کنم که هر دو شجاع و صادقانه تمام زندگی من، حتی اگر من یک قاتل . شاید یک بار اسم من را بشنوید. @\nما از آمرزش چقدر می دانیم؟ این چیزی است که به طور جهانی مورد بحث قرار گرفته است، خواسته شده است، موعظه شده، تمایل دارد، اما آیا ما در واقع می دانیم که چه معنی دارد؟ آیا می توان آن را تعریف کرد؟ و اگر چنین است، آیا کسی که حق دارد آن را تعریف کند و معنای جهانی را به آن بدهد یا چیزی است که هر یک از ما باید برای خود تعریف کنیم؟ آیا بخشش به معنای پاک کردن عمل است؟ اگر چنین است، در واقع، هیچ چیز هرگز نمی تواند ببخشد، زیرا هیچ چیز نمی تواند گذشته را تغییر دهد، زمان را به عقب بازگرداند، فرد دیگری را به شما تحمیل کند، واقعیت را تغییر دهید، چه کسی هستید و چه کاری انجام داده اید. اما اگر چنین چیزی به عنوان بخشش وجود دارد، منظور چیست؟ آیا این بدان معنی است که اعتقاد بر این است که متهمان گناهکار نیستند، که آنها تحت شرایط خود بهترین کار را انجام داده اند؟ اما اگر جرمی وجود نداشته باشد، نیازی به آمرزش نیست. یا این است؟ برای حفظ ذهنیت باز، برای درک زمان و جایی که قضاوت باید به دست آورده شود و زمان و مکان کپی برداری شود. یا این است که برای مخفی کردن احساسات منفی خود نسبت به آنها پنهان بشوید و تنها بر روی آن ها مثبت عمل کنید؟ اما اگر چنین است، آیا دروغ، بخشش دروغ، یک نمایش نیست؟ و اگر ما آن را تمام کنیم، پس از آن همه آنها را محکوم نمی کنیم؟ یا شاید این است. همراه با اتهامات که می تواند آنها را به خوبی نشان دهد، به یاد داشته باشید که آنها نیز انسان هستند. و در مورد زمانی که ما احساسات مثبت نسبت به آنها نداریم و همه چیزهایی که می بینیم یک هیول است؟ و اگر ما به خودمان اجازه ندهیم که انتقام بگیریم و به آنها اجازه دهیم یا حتی برخی از آنها را به خوبی نشان دهیم، علیرغم این که آنها نمیتوانند همین کار را برای ما انجام دهند. آیا این امر بخشش است؟ و اگر زخم بهبود یابد؟ آیا غلبه بر ما آسیب رساندن به طور خودکار بخشش در committer است؟ و چگونه آنها احساس می کنند؟ اگر درد رفته باشد، آیا ما را از مسئولیت آزاد می کند؟ اگر قربانی متوقف شود قربانی می شود، جنایتکار متعهد به جنایت می شود؟ اگر کسانی که ما صدمه دیده اند می توانند با آنچه که انجام داده اند، صلح داشته باشند، آیا می توانیم؟ کدام بخشندگی سخت تر است؟ ما باید به دیگران یا خودمان اهدا کنیم؟ آیا ما واقعا به بخشش ایمان می آوریم که از آن صحبت می کنیم؟ آیا زخم واقعا می تواند غلبه کند؟ دوست من جفری یک بار به من گفت که ما چیزهای زیادی را از دست نمی دهیم. بهترین کاری که می توانیم امیدوار باشیم این است که مکان خود را برای آنها در جایی از درون ما پیدا کنیم و آنها را به نحوی که ما را آرام نکنند و به ما اجازه می دهد با وجود درد، ادامه دهیم. و من به او گفتم که اگر ما توانستیم همه چیزهایی را که لازم داشتیم، می توانستیم همه چیز را بدست آوریم. اما با توجه به طبیعت زندگی، همیشه باید بیشتر مورد نیاز باشد که غلبه شود. اگر درست است که ما هرگز چیزهای بیش از حد دریافت نمی کنیم، پس از آن است که همیشه وجود دارد جدید در بالا از قدیمی. همچنین، چه اتفاقی می افتد وقتی که به اندازه کافی از ما نترسد تا شفا یابد؟ در بخش های تبهکار گفته شده است: \"هیچ چیز عمل غیر اخلاقی را پاک نمی کند. بخشش نیست اعتراف نیست و حتی اگر یک عمل بتواند ببخشد، هیچ کس نمیتواند مسئولیت بخشندگی را از جانب مرده تحمل کند. هيچ اقدام خشونتي تاکنون حل نشده است. وقتی کسی که بتواند ببخشد دیگر نمیتواند صحبت کند، تنها سکوت وجود دارد\nهر چه حقیقت، اعتقاد دارم که بخشش، هر گاه امکان پذیر است و با چهره های مختلف آن، ما را در غم و اندوه ما، در نیاز ما، تحقیر و خشم ما کمک می کند. خانواده و دوستان Raskolnikovâ به من ارائه واقعا عمیق از بخشش. آنها احساسات و اعتقاداتشان را پنهان نمی کنند که کاری که انجام داده است غیر قابل قبول، غیر قابل درک و بی رحمانه است. با این حال، آنها این کار را بدون فرض موقعیت بلند، بدون خشم، بدون قضاوت، بدون سردی و بدون تحقیر انجام میدهند. آنها تصمیم می گیرند که به عنوان یک دوست به عنوان یک قربانی نیاز به کمک، به عنوان یک معاون محسوب شود. اما آیا جنایت ممکن است یک قربانی در همان زمان باشد؟ این بزرگترین قربانیان است. قربانیان خود، از ناتوانی خود در بالا رفتن و اعتقاد داشتن. اما آیا تعیین ماهیت جرم بسیار آسان است؟ این معمولا به عنوان یک اقدام مضر برای دیگران دیده می شود. اما من باور ندارم که همه چیز درست و بد است. نه همه چیز که اشتباه است درست است و نه همه چیز که درست نیست اشتباه است. من به مناطق خاکستری اعتقاد دارم â € œ شما ریختن خون! â € â € œWhich همه فرو می ریزد، که شده است و همیشه در torrents در این جهان ریخته شده است، که مردان نشت مانند شامپاین، و که آنها که در کاپیتولین crowned و پس از آن به عنوان خیرخواهان از بشر است. ..

مشاهده لینک اصلی
امتیاز ستاره من صرفا ذهنی است و به معنی تنها چیزی است که GR می گوید به این معنی است: من آن را دوست نداشتم. این متاسفانه به معنای چیزی برای من نبود، و من حتی آن را پیدا نکردم که یک داستان جالب باشد. من آن را یک کتاب وحشتناک نمی گویم؛ در حقیقت، Id بسیار علاقه مند به شنیدن چیزهایی است که دیگران فکر می کنند (بررسی ها برای این کتاب کمی روشن هستند). اولا، اعتراف می کنم: من دو سوم از راه را از دست دادم و بقیه را از دست دادم. خوب، بدتر از آن: من از بین رفته و درهم و برهم زده ام، اما چنین راه نوشته ای است که شما حتی نمی توانید نادیده بگیرید. من واقعا مجبور بودم این کتاب را برای استراحت بگذارم، و باعث شد که من احساس خجالت بکشم که بتوانم خواندن آن را ادامه دهم. خواندن هرگز نباید شما را ناراحت کند، بنابراین من چیزی را که به ندرت انجام می دهم انجام می دهم و آن را به من می اندازد، اما خوب است که شما آن را داشته باشید. این فرضیه به نظر جالب می رسد، و من امیدوار بودم که آن را به من خواهد شد و فریب مرا بگیر من نمی توانستم انتظارات خاصی داشته باشم - واقعا انتظارات نداشتم، هرچند فکر کردم ممکن است در زمینه های فکری چیزهای سنگین باشد، اما از آن زمان خیلی زود متوجه شدم که این کتاب به نوعی کتاب من نیست. پطرزبورگ و دانش آموز جوان Raskolnikov، تنها اشیاء با ارزش خود را به یک جنس قدیمی، آلونیا Ivanovna، که در یک آپارتمان کوچک با خواهرش Lizaveta زندگی می کند. او چندین ماه توانسته بود چندین ماه به وین برسد و لباس و شیوه او باعث می شود که او حتی کلاس پایین تر از او باشد. او ناامیدانه برنامه ای برای آلونا را قتل عام می کند و او را غارت می کند. او این کار را انجام می دهد، نه تنها او، بلکه خواهر ساده اش را که به طور غیر منتظره به خانه می رسد، کشتن می کند، و در ترس و شتاب خود، صحنه را تنها با چند نکته جادویی و یک کیسه کوچک می کشد. گناه او تب و دلیری است و او پس از آن بسیار عجیب و غریب رفتار می کند. دوست و دانشجوی همجوارش، رازومیکین، بسیار با ارزش است و سخاوتمندانه وقت و تلاش خود را برای کمک به Raskolnikov می دهد؛ مادرش، Pulcheria Alexandrovna و خواهرش، Dunechka، به شهر برای آماده شدن برای ازدواج دانیاس با یک مرد عجیب و غریب می آیند؛ و Raskolnikov تا حدودی با خانواده الکل فقیر که در اوایل فرار می کند، به ویژه پسر بزرگترش سونیا، که باید به عنوان یک فاحشه به منظور پول برای خانواده اش هزینه کند، تا حدودی وسواس ایجاد می کند. بسیاری از دویدن و خم شدن زیاد از آزار و اذیت در بخش Raskolnikovs، و بسیاری از تعصب. من حتی فکر نکردم اما Raskolnikov تبدیل به چنین سوراخ شد، من حتی نمی خواهم به کف زدن، من فقط می خواستم او را نادیده بگیرد. این بیشتر به نحوی نوشته شده است که من آن را نادیده گرفتم و کتاب را به یک شلوغ واقعی تبدیل کردم. می دانم این نوعی کار نابغه است، اما اگر این درست باشد، من فقط احساس احمقانه کردم. این به نظر من برای من خیلی واضح بود. بدون شک اگر من این کار را انجام دادم، می توانستم چیز خاصی را در اینجا ببینم، اما مانند قرمز و سیاه - دیگران ملودرام روانشناختی را واقعا جذاب می دانند، اما به نظر من ملودرام واقعی آن، که من از آن غافل می شوم. همچنین هیچ رمز و راز و تعلیق زیاد وجود ندارد. این یک بازرس پلیس تا حدودی هوشمندانه است که قتل را مورد تحقیق قرار می دهد، اما بازی گربه و موش صحرایی را به من هدیه کرد و خیلی زود به تخت افتاد و هیچ چیز برای نگه داشتن من وجود نداشت. این کتاب کتاب را به عنوان توصیفی عینی از نیروهایی که انسان را به سوی گناه، رنج و فضیلت تحمیل می کند، توصیف می کند. شما می توانید بگویم من واقعا تحت تاثیر قرار نمی تونم تو؟ این بیشتر شبیه یک گزارش از مردی است که دیوانه و واقعا خود محور است، اما بیشتر به خاطر نارضایتی نسبت به همان استادانه «قرمز و سیاه»، جای تعجب است که من این کتاب را دوست نداشتم؟ اگر شما به دنبال یک داستان خوب هستید، این چیزی نیست.

مشاهده لینک اصلی
داستان آبدار گناه، گناه و رستگاری. چطور، مهم تر، چرا من هنوز این را مطالعه نکرده ام؟ با هم گاو من و \u0026 amp؛ اصلاح این وضعیت. بلافاصله.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جنایت و مکافات


 کتاب یک دم نور
 کتاب شیدایی
 کتاب نمایشنامه‌های تک پرده‌ای
 کتاب جوانه های بهار روسی
 کتاب لیدی مکبث شهرستان متسنسک
 کتاب یادداشت‌های اوسینکو